عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
175
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر آمدن سيورغتمش به هزاره بعد از وفات شاه شجاع كه سلطان زين العابدين به سلطنت فارس بنشست امير سيورغتمش كه مدّتى بود تا « 1 » شاه شجاع او را محبوس داشت اطلاق فرموده تربيت « 2 » كرد و به هزاره فرستاد . چون به گرمسير رسيد اوغانيان به يك بار رويگردان شده به دو پيوستند . امير محمّد جرمايى صورت اين حال اعلام سلطان احمد [ كرد . « 3 » سلطان احمد « 4 » با لشكرى آراسته از كرمان متوجه گرمسير ] « 5 » شد . چون به مشيز رسيد جماعتى از لشكر شيراز كه با سيورغتمش بودند از او برگشته پيش سلطان احمد آمدند . ايشان را به نوازش مخصوص گردانيد و از سر استظهار عزيمت چار گنبد مصمّم فرمود . « 6 » جماعت امراء جرما با امير محمّد آنجا ملحق شدند . سيورغتمش چون قرب « 7 » سلطان احمد معلوم كرد ، خود پيش نيامد امّا جمعى را به قراولى [ فرستاد . از جانب سلطان احمد نيز جمعى به قراولى ] « 8 » رفتند . قراولان به يكديگر رسيده جنگ كردند . شكست بر طرف امير سيورغتمش افتاد . او « 9 » منهزم شده به طرف گرمسير رفت و برادر خود امير جمشيد را در قلعهء آرزو بنشانده خود به طارم رفت . در اين اثنا بعضى از هواخواهان سلطان احمد مكتوبى [ كه على نصر كه حاكم سيرجان بود از قتل سلطان احمد به سيورغتمش نوشته بود و مواضعهاى با او در ميان نهاده به سلطان احمد نمودند . همان زمان ] « 10 » على نصر را بگرفت و قتل كرد و از آنجا متوجه سيرجان شد و خزاين و دفاين على نصر در تصرّف نوّاب او آمد . بعد از آن به محاصرهء قلعهء آرزو توجه نمود . چون به پاى قلعه رسيد امير جمشيد با متحصّنان به
--> ( 1 ) با : كه با . مل : با . گ بدون نقطه . ( 2 ) با ، گ ، مل : او را تربيت . ( 3 ) با : نمود . گ ندارد . ( 4 ) گ ندارد . ( 5 ) اين عبارت را ما ندارد . ( 6 ) اساس : گردانيد . ( 7 ) با ، گ ، مل : توب ! . ( 8 ) اين عبارت را با ندارد . ( 9 ) اساس ندارد . ( 10 ) اين عبارت را با ندارد .